|
رویای مهربانی های دخترک |
|
|


اگه تا لحظـه مرگم داشـتنت نباشه قـسمت
بي تو با روياي تو عاشق مي مونم تا قـيامت
اگه با هـق هـق تلخم دل آسمون بگـيره
اگه اين قـلب صبورم از غـم عـشقـت بميره
اگه باز آتيش عـشقـت زندگـيمو بسوزونه
از تو جز يه خاطره حتي اگه چيزي نمونه
من بازم عـاشقـت هـستم گر چه بي صدا شکستم
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/07/20ساعت 5:40 توسط خانمی |
من کی بودم ، یه پرنده توی سرمای زمستون بی پناه و آشیونه زیر برف و زیر بارون هیچ کسی منو نمی دید ، هر کی دید نگاشو دزدید اما یک شب یه مسافر اومد و فقط منو دید اون مسافر که تو قلبش پر مهرش پر از صفا بود گرچه بود با من غریبه ، اون نگاهش آشنا بود اومد و نشست کنارم ، یهو روز شد شب تارم گفت که دیگه تنها نیستم نمی ذاره که ببارم تو همون مسافری که کوله بار عشق رو آورد وقتی اشکامو می بوسید غم و غصه تو دلم مرد تو که گرمای دو دستت واسه من یه آشیون شد عشق تو جون به دلم داد منو تا ستاره ها برد تو که اومدی و ساده توی قلب من نشستی به روی عالم و آدم در قلبمو تو بستی تو خودت یه شعر نابی از غزل ، خودت کتابی همش از خودم می پرسم تو بیداری یا که خوابی وقتی اون صدای گرمت توی قلب من می شینه فقط چشمامو می بندم تا دلم تو رو ببینه فکر نکن با من غریبی تو غریب آشنایی واسه قلب کوچیک من ، تو هدیه خدایی


+ نوشته شده در دوشنبه 1388/07/20ساعت 5:3 توسط خانمی |







+ نوشته شده در دوشنبه 1388/07/20ساعت 4:57 توسط خانمی |
يدمت آهسته پرسيدمت خواندمت بر ره گل افشاندمت آمدي بر جام جان پر زدي همچو نور بر ديده پوشاندمت بردمت تا كهكشان هاي عشق پركشان تا بي نشان هاي عشق گفتمت افتاده در پاي عشق زندگيست رؤياي زيباي عشق ... مي روي چون روي گل از برم رفتنت كي مي شود باورم بوده اي چون تاج گل بر سرم تا ابد ياد تو را مي برم
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/07/20ساعت 4:50 توسط خانمی |
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت 15:45 توسط خانمی |