|
رویای مهربانی های دخترک |
|
|
سلام سميرا چرا نيستييييييييييييييييييييييييييييييييييي دلم واسه همه بچه ها تنگه ميفهمي خوابتو ديدم با نسرين بالا برز انگار بازم كنار هم بوديم از سید مجتبی نواب صفوی در مورد، علاج بیماری روحی سوال شد. ایشان فرمودند:
گل درخت سخاوت و مغز حبه صبر و برگ فروتنی را به ظرف یقین بریزد و با وزنه حلم آنها را بكوبد و بهم مخلوط كند و آن را با آب خوف از خدای متعال خمیر نماید، و با جوهر امید رنگ بزند و در دیگ عدالت بجوشاند بعد از آن در جام رضا و توكل صاف كند و داروی امانت و صداقت به آن مخلوط نماید و از شكر و دوستی آل محمد و شیعیان ایشان به مقدار كافی بر آن بریزد و چاشنی تقوا و پرهیزكاری بر آن اضافه نماید و هر روز با ذكر خدا در پیاله توبه قدری بنوشد، تا بهبودی حاصل نماید و پیكر انسانیت داشته باشد، تقاضا میشود به خواندن تنها اكتفا نشود. بلكه جامعه عمل به آن پوشانده شود. والسلام سِد مجتبی نواب صفوی
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 3:32 توسط خانمی |
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است ( دکتر علی شریعتی ) دنیا دو روزه یک روز با تو و یک روز علیه تو ! روزی که با توست مغرور مباش و روزی که علیه توست صبور باش که هر دو روز پایان پذیرد ، پس بگذارید و بگذرید دل مبندید ، چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و رفت .... خواستم که بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم که بگویم: فاطمه دختر محمد (ص) است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم که بگویم: فاطمه همسر علــی است. دیــــدم که فاطمه نیست. خواستم که بگویم: فاطمه مادر حسنیــن است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم که بگویم: فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه اینها همه است و این هــمه فاطمه نیست؛ فاطمه، فاطمه است. << دکتر علی شریعتی >> جبران خلیل جبران اگر شما در زندگی خود به خدا بیش از هر چیز دیگر اهمیت دهید و دل ببندید ؛ او همه نیازهای شما را برآورده خواهد کرد » حضرت عیسی (ع) آدمی را همواره در پی گم شده اش، ملتهبانه به هر سو می کشاند. خدا،آزادی،هنر و دوست در بیان طلب بر سر راهش منتظرند تا وی کوزه ی خالی خویش را از آب کدامین چشمه پر خواهد کرد؟ دکتر علی شریعتی از سید مجتبی نواب صفوی در مورد، علاج بیماری روحی سوال شد. ایشان فرمودند:
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
شكسپیر : اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده.
؛ دانه های تو در درون من زندگی خواهند کرد..
و فردا شکوفه هایت در قلب من باز خواهند شد...
و رایحه ات در نفس من خواهد پیچید...
و در کنار هم فصول را به شادمانی خواهیم گذراند. ؛
گل درخت سخاوت و مغز حبه صبر و برگ فروتنی را به ظرف یقین بریزد و با وزنه حلم آنها را بكوبد و بهم مخلوط كند و آن را با آب خوف از خدای متعال خمیر نماید، و با جوهر امید رنگ بزند و در دیگ عدالت بجوشاند بعد از آن در جام رضا و توكل صاف كند و داروی امانت و صداقت به آن مخلوط نماید و از شكر و دوستی آل محمد و شیعیان ایشان به مقدار كافی بر آن بریزد و چاشنی تقوا و پرهیزكاری بر آن اضافه نماید و هر روز با ذكر خدا در پیاله توبه قدری بنوشد، تا بهبودی حاصل نماید و پیكر انسانیت داشته باشد، تقاضا میشود به خواندن تنها اكتفا نشود. بلكه جامعه عمل به آن پوشانده شود.
والسلام سِد مجتبی نواب صفوی 


+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 3:19 توسط خانمی |
دکتر شریعتی : بدا به حال آنکه فکر کرد عاقل رفت :: خوشا به حاله آنکه کره خر آمد الاغ رفت
اينشتين : من هرگز به آينده فكر نميكنم، چرا كه خودش به زودي خواهد آمد.
لحظه ها را درياب چشم فردا کورست
تجربه بی رحم ترین معلم زندگی ست ، زیرا اول امتحان می گیرد سپس درس می دهد
دکتر علی شریعتی: بمانيم تا كاري كنيم، نه كاري كنيم تا بمانيم
بار دوم هست به این نتیجه میرسم:
آلبرت اينشتين : عشق مثل ساعت شني است که همزمان قلب رو پر ميکنه و مغز رو خالي !!!
مردي را نبوود فتاده را پاي زدن × گر دست فتاده گيري مردي
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 3:12 توسط خانمی |